عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

388

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ما عندك من الانبساط ! فقد جعنا - فقلت الهى لا تفضحنى في هذا الكافر ، فرأيت طبقا عليه خبز و شواء و رطب و كوز ماء . فاكلنا و شربنا و مشينا سبعة ايّام . ثمّ بادرت و قلت - يا راهب النصارى هات ما عندك ، فقد انتهت النّوبة اليك ، فاتكأ على عصاه و دعا فاذا بطبقين عليهما اضعاف ما كان على طبقى ، قال - فتحيّرت و تغيّرت و ابيت ان آكل فالحّ علىّ ، فلم اجبه فقال - كل فانى مبشّرك ببشارتين - احديهما اشهد ان لا إله الا اللَّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللَّه ، و حلّ الزنار . و الأخرى انى قلت - اللهم ان كان لهذا خطر عندك فافتح على بهذا ، ففتح . قال - فاكلنا و مشينا و حجّ و اقمنا بمكة سنة ثم انّه مات فدفن بالبطحاء رحمه اللَّه . قوله - قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا فِي اللَّهِ - ميگويد - اى پيغامبر ما ! اى رسول و فرستادهء ما ! اى سفير درگاه ما ! اى باز مملكت ما ! اى دلال شريعت ما ! اى شفيع مجرمان ، و اى خاتم پيغامبران ، آن بيگانگان را گوى - أَ تُحَاجُّونَنا فِي اللَّهِ چه خصومت سازيد با ما ؟ و چه پيكار كنيد با مادر اللَّه ؟ و او خداوند ما و شماست خداوندى او همه را لازم ، و اقرار دادن بيگانگى و پادشاهى او بر همه واجب ، آن گه شما را اين چه سود دارد كه گوئيد ، و چه به كار آيد چون نشان بندگى بر خود نه بينيد ، و رقم اخلاص بر خود نيابيد ، دانيد كه عود چون در مجمر نهند تا آتش در آن نزنيد بوى ندهد ، چون به زبان گفتيد - رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ - آتش اخلاص بايد كه در آن زنيد تا بوى توحيد بيرون دهد . اى مهتر كائنات ! - منّت ما بر خود فراموش مكن ، و از نواخت و ا كرام ما بر خود ايشان را خبر كن و گوى - وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ ما پاك راهانيم و پاك دلان ، او را پرستگاران و گردن نهادگان ، و بيزار از انباز و انباز گيران . گفته‌اند كه جملهء شرايع سه چيز است : - يكى اقرار بوجود معبود ، ديگر عمل كردن از بهر وى ، سديگر اخلاص . رب العالمين گفت اى محمد ! ايشان را گوى اگر در اقرار و عمل ما را مشاركيد ، در اخلاص مشارك نه ايد ، و كار اخلاص دارد و بناء دين بر اخلاص است ، و رستگارى در اخلاص است ، روش اخلاص در اعمال همچون روش رنگ است در گوهر ، چنانك گوهر بى كسوت رنگ سنگى بى قيمت باشد ، عمل بى اخلاص جان كندن بى ثواب باشد . خداوند عز و جل